تبليغاتX
:: نسیم شمال ::  



شهید چمران 

اى درد اگر تو نماينده خدايى كه براى آزمايش من قدم به زمين گذاشته‏اى تو را مى‏پرستم، تو را در آغوش مى‏كشم و هيچ‏گاه شكوه نمى‏كنم.
بگذار بندبندم از هم بگسلد، هستيم در آتش درد بسوزد و خاكسترم به باد سپرده شود؛ باز هم صبر مى‏كنم و خداى بزرگ را عاشقانه مى‏پرستم.
اى خدا، اين آزمايش‏هاى دردناكى كه فرا راه من قرار داده‏اى؛ اين شكنجه‏هاى كشنده‏اى را كه بر من روا داشته‏اى، همه را مى‏پذيرم.
خدايا، با غم و درد انس گرفته‏ام. آتش بر من سلامت شده و شكست و ناملايمات، عادى گشته است.
خطر و مرگ، دوستان صادق من شده‏اند. از ملاقاتشان لذت مى‏برم و مصاحبتشان را آرزو مى‏كنم.


خدايا، كودك كه بودم از بلندى آسمان و ستارگان درخشنده‏اش لذت مى‏بردم، اما امروز از آسمان لذت مى‏برم زيرا بدون آن خفه مى‏شوم؛ زيرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحيم نكاهد ديگر خفه مى‏شوم.

دستنوشته شهید چمران

+نوشته شده درچهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:52 توسط نسیم |