|
|
|
کمکم کن اگر کسي با من ناراستي ميکند، من با او راستي کنم. اگر کسي رهايم ميکند، من به او خوبي کنم. اگر از يکي کمکي خواستم و نکرد، وقتي او سراغ من آمد، من بخشنده باشم. اگر يکي قهر ميکند، من پيشش بروم. کمکم کن اگر يکي پيش ديگران بديهايم را ميگويد، همه جا خوبياش را بگويم و اگر يکي به من خوبي ميکند، درست تشکر کنم و اگر بدي هم ميکند، فراموش کنم. خدايا! کمکم کن موقع فرو بردن عصبانيتم؛ موقع آشتي دادن مردم، موقع دوست کردن آدمهايي که از هم دورند، موقع پنهان کردن بديهاي ديگران، موقع مهرباني، موقع فروتني و موقع خوشرويي، به قشنگي بندههاي خوبت باشم؛ به زيبايي آنها باشم که از تو حساب ميبرند.
روزها چه مهربان لبخند می زنند و چه با ناز می گذرند، گویی فخر می فروشند چه خجسته و مبارک اند به نام یوسف! به نام یوسف زهرا این روزها با هر تنفس می توان عشق را به ذرات وجود بخشید و روح را پرواز داد این روزها چه مبارک اند به نام پدری به وسعت زمان! ای مهر، ای پدر مهربان! ای عشق، ای پدر عشق! ای ماه، ای پدر مثل ماه! تو را دوست دارم به خاطر همه خوبیها. به خاطر همه خوبیها که از جانب توست تو را دوست دارم به خاطر همه مهربانی ها که از خورشید وجود تو بر قلبها می تابد ای بزرگ! ای عزیز! تو از هر دوستی دوست داشتنی تر هستی، از هر زیبایی زیباتر. از هر مادری مهربانتر. از هر پدری دلسوزتر تو پدر عشقی و از هر عشق بالاتر و برتری ای بزرگ! ای پدر! می دانم که خواستن از سر نیاز است و من در اوج نیاز. مثل همه انسانها عاشقم و خواستار. خواستار همه خوبیها، همه عشق ها و همه زیباییها همه این نیازها که در انسان اوج می گیرد خبر از رازی می دهد که از گذشته نشأت گرفته است گذشته ای که در اوج نعمت بوده ، در اوج لذت، در اوج تمتع از ذات خوبیها و منشاء عشق ها و زیباییها گذشته ای که طعم هم جواری با اله را چشیده ایم همه این نیازها از سر آن راز است آن طعمی که هنوز در گوشه هایی از عمق روح باقی مانده و تو ای مهربان! در این دنیای پر از نیاز، مثل آن راز ناشناخته ای. مثل یک عشق گمشده! مثل آن خورشید در آسمان رویایی که روزگاری بر ما تابید ای مولا! ای سرور! تو خورشید زمانی و صاحب زمین. تو نوری که همه دنیا از تو روشن است تمام جهان از هوای تو نفس می کشد تمام زمین از گام های تو پابرجاست. خورشید به خاطر تو می تابد. فضا از نسیم وجود تو در نظم است همه چیز از وجود تو پابرجاست. تو راز حیاتی و سِر خلقت! ای تمام عشق! تمام نیازها در طلب توست ، چه بدانیم و چه ندانیم ،چه بخواهیم و چه نخواهیم کلمات از زیبایی تو در هلاک اند و در وصف تو عاجز ولی شعله عشق در دل فروزان و زمزمه عشق بر لب ماندگار : |
می نویسم به نام او
به یاد تو برای تسلی جان سوخته و دل دیوانه می نویسم از شعله افتاده به پروانه جان غم و اندوه دلِ روحِ یتیم می نویسم به نام او به یاد تو
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
آمار بازدیدها :
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385
حقیقت بسم الله حرفهايي از جنس نياز وادي زمين عشق ، خون ، عطش مهربانتر از پدر منطق شهيد شرط قبولي اعمال مشارطه، مراقبه ، محاسبه ایستگاه خدا لحظه ناب حضور فاطمه (س)، مادر بشریت خدا بود و دیگر هیچ نبود
مبتلا دياموند میر مهر شفق 82 رقص قلم حاج حمید بیقرار ظهور رسول رحمت سرزمين نور رايحه عشق پیام گل سرخ مثل هيچكس عصر ارتباطات علوم ارتباطات كشكول جواني دادگاه رسمي دلتنگی عزیز شناخت جامعه مرکز فرهنگی شهید آوینی امام حسن(ع)؛ سيب خوشبو دير زماني است كه هم صحبت با خاكم من زائربقیع (خادم الحسن ) باران راه علي(ع)، حق است نمی ازیم عشق مردان خدا
monesam khoda پشتيباني كانون وبلاگ نويسان مذهبي
|