تبليغاتX
:: نسیم شمال ::  



رمز محبت را هنوز كسى كشف نكرده است، يعنى نمى توان آن را فرموله كرد و

گفت اگر چنين شد چنان مى شود و اگر چنان شد چنين مى شود، ولى البته رمزى

دارد. چيزى در محبوب هست كه براى محب از نظر زيبايى خيره كننده است و او را

به سوى خود مى كشد. جاذبه و محبت در درجات بالا«عشق »ناميده مى شود.

على محبوب دلها و معشوق انسانهاست، چرا؟و در چه جهت؟ فوق العادگى على

در چيست كه عشقها را بر انگيخته و دلها را به خود شيفته ساخته و رنگ حيات

 جاودانى گرفته است و براى هميشه زنده است؟

چرا دلها همه خود را با او آشنا مى بينند و اصلاً او را مرده احساس نمى كنند بلكه

زنده مى يابند؟

مسلماً ملاك دوستى او جسم او نيست، زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و ما

آن را احساس نكرده ايم و باز محبت على از نوع قهرمان دوستى كه در همه ملتها

وجود دارد، نيست. هم اشتباه است كه بگوييم محبت على از راه محبت فضيلتهاى

 اخلاقى و انسانى است و حب على حب انسانيت است. درست است على مظهر

 انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه هاى عالى انسانيت را دوست

مى دارد اما اگر على همه اين فضايل انسانى را كه داشت، مى داشت: آن حكمت

 و آن علم، آن فداكاريها و از خود گذشتگى ها، آن تواضع و فروتنى، آن ادب، آن

مهربانى و عطوفت، آن ضعيف[نوازى]، آن عدالت، آن آزادگى و آزاديخواهى، آن

احترام به انسان، آن ايثار، آن شجاعت، آن مروت و مردانگى نسبت به دشمن و

 به قول مولوى:

در شجاعت شير ربانيستى در مروت خود كه داند كيستى؟

آن سخا و جود و كرم و... اگر على همه اينها را كه داشت، مى داشت اما رنگ الهى

 نمى داشت، مسلماً اين قدر كه امروز عاطفه انگيز و محبت خيز است نبود.

على از آن نظر محبوب است كه پيوند الهى دارد. دلهاى ما به طور ناخودآگاه در

اعماق خويش با حق سر و سر و پيوستگى دارد و چون على را آيت بزرگ حق و

مظهر صفات حق مى يابند به او عشق مى ورزند. در حقيقت پشتوانه عشق على

پيوند جانها با حضرت حق است كه براى هميشه در فطرتها نهاده شده و چون

فطرتها جاودانى است مهر على نيز جاودان است.

نقطه هاى روشن در وجود على بسيار است اما آنچه براى هميشه او را درخشنده و

تابان قرار داده است ايمان و اخلاص اوست و آن است كه به او جذبه الهى داده

است.

استاد شهيد مرتضى مطهرى- کتاب جاذبه و دافعه على(ع)

+نوشته شده دریکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 20:10 توسط نسیم |