تبليغاتX
:: نسیم شمال ::  



درست يك ماه پيش بود كه دلم براي رفتن به جنوب پر كشيد و عزم سفر كردم. ولي در گوشم زمزمه كردند كه اگر رفتنت براي ديدن است كه بارها رفته اي و ديده اي. اگر براي آدم شدن است كه همان بار اول كه رفتي بايد آدم مي شدي. اصلا هر چه بيشتر بروي وظيفه ات سنگين تر خواهد بود.

اما و اگرها گاهی پا را می لرزانند و اراده را سست می کنند. با این حرفها گر چه برای رفتن مردد شدم ولی روح خسته و دل بی‌چاره، چاره کارش را در این سفر می دانست و بالاخره راهی شدم.

بارها اردوی راهیان نور جنوب را رفتم و هر بار یک تازگی خاصی برام داشت. هر بار فضای معنوی جنوب متفاوت از دفعه قبل از روح تشنه ام پذیرایی کرد و هر بار یک تجربه جدید بود.

یادم هست اولین بار که رفتم جنوب در مسیر رفتن کتاب نیمه پنهان ماه (شهید چمران به روایت همسر) را خواندم. شخصیت عارفانه شهید چمران، وسعت نظر و روح بزرگش، زندگی پر از رنج ولی عاشقانه ای که انتخاب کرده بود حس و حال عجیبی بهم داد.

از حضرت علی (ع) حدیث هست که جهاد دری از درهای بهشت است که به روی بندگان خاص خدا باز میشود. زمان جنگ هم انسانهایی که خودشون را در مسیر حق و جهاد قرار دادند سریع رشد کردند، انسانهای بزرگی تربیت شدند که اندیشه، افکار و زندگی شان قابل تأمل هست .

وقتی زندگی انسانهای بزرگ را می خوانی و با لحظه به لحظه زندگی شان همراه می شوی، وقتی نگرش و طرز تفکرشان را در لحظات مختلف و حساس برای خودت مشق می کنی، اینها می شوند نکته های کلیدی که در امتحان سخت زندگی به کمکت می آیند.

بعد از اولین سفر جنوبم، زندگی شهدا را با انگیزه بیشتر و دقیقتر مطالعه کردم.

 یکی دیگر از انسانهای بزرگی که من را تحت تأثیر قرار داد شهید علم الهدی هست. شهید علم الهدی را با کتاب  لحظه های آشنا (خاطرات شهید علم الهدی) بیشتر شناختم. شخصیت با وقار، روحیه عدالت طلب، آرمانخواه و با شهامت حسین علم الهدی بطور عملی و کاربردی در زندگی ام تأثیر گذاشت. شخصیت علم الهدی  خصلت های بارز و خوبی داشت که در من کمتر بود، در اصل با شناختن حسین علم الهدی به نقاط ضعفم پی بردم و آغازی شد برای بهتر شدن ...

شهدا ستاره های درخشانی هستند که می توانند هدایتگر و راهنمای مسیر زندگی ما باشند و شهید علم الهدی یکی از پر فروغ ترین ستاره های آسمان زندگی من هست. بارها خواستم در وبلاگم از ایشون بنویسم ولی نتوانستم، هر چه که خواستم بنویسم حس کردم کم هست و کوچک. و حق مطلب ادا نمی شود.

امسال هم شخصیت شهید برونسی را با کتاب خاکهای نرم کوشک(نوشته سعید عاکف) مطالعه کردم. شخصیت شهید برونسی متفاوت از شهدایی هست که قبلا در موردش خواندم. برونسی اهل مشهد هست، تحصیل کرده نبوده و یک بنای ساده بوده ولی معرفتش و درکش از مسائل خیلی بالاست و صفای باطنی اش در فضای جبهه و جنگ خیلی تأثیرگذار بوده. پیشنهاد می کنم کتاب خاکهای نرم کوشک را حتما بخوانید.

حرف آخر اینکه شهید زنده هست و به همین خاطر می تواند در زندگی ما تأثیرگذار باشد. فقط کافیه که ما بخواهیم، اونوقت باید از خودشون کمک بگیریم تا بشناسیمشون و ازشون یاد بگیریم.

+نوشته شده درسه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 16:27 توسط نسیم |

و آب بود و...

... و آب بود و پيش از آفتاب و آب بود

که آدمي نبود، يا که بود و خواب بود

فرشته هم نبود، يا که بود و پر نداشت

و نام دوست حرف اول کتاب بود

شراب بود و نور بود و بارش شهود

و تاک خود نبود و نشئه شراب بود

و سيب سرخ بود و زعفران، زمين رسيد

که بهترين مکان و حسن انتخاب بود

و گل چه حرف کوچکي است‌، پاکي تو را

که با تو اشک چشم خار هم گلاب بود

و آسمان که حوض کاشي قشنگ توست

و چشمه‌اي به ارتفاع آفتاب بود

و قاب خالي از پرنده، آسمان شب

به شوق تو ستاره‌زار ماهتاب بود

بنا شد آدمي بنا شود براي تو

چرا‌که نام روشن تو فتح باب بود


ادامه مطلب
+نوشته شده درچهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 21:41 توسط نسیم |