در زندگی همه ما حقیقت حتمی و قطعی به نام مرگ وجود دارد، ولی فکر کردن به این موضوع خیلی خوشایند نیست، به همین خاطر معمولا مرگ را جدی نمی گیریم و از فکر کردن به آن فرار می کنیم.
در هر صورت ، دیر یا زود مهلتمون در دنیا تموم میشه و سکرات موت و لحظات قبض روح را درک خواهیم کرد و با مرگ جسم، از این دنیا جدا می شویم.
ببخشید که با این حرفها خاطرتون را مکدر می کنم، ولی آشنایی با آن فضا و شرایطی که در انتظارمون هست ،بهتر از ندانستن آن هست. در ضمن، ما برای آمادگی با فضای کنکور سراسری و کم شدن اضطراب ترجیح می دهیم که قبلش کنکور آزمایشی بدهیم، مرگ که دیگه جای خود داره.
این پست به طولانی پست قبلی نیست، پس با فارغ خاطر و با حوصله مطالب را تا آخر بخوانید
سکرات مرگ
چگونگی قبض روح
تلاش شیطان در هنگام احتضار
آنچه انسان لحظه مرگ مشاهده می کند
سکرات مرگ
سکرات مرگ و سختیهای زمان احتضار ، سخت ترین لحظات زندگی انسان است. «سکره مرگ» حالتی است شبیه به «مستی» که بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگ، هیجان و انقلاب فوق العاده به انسان دست می دهد و گاه بر عقل او چیره می شود و باعث اضطراب و ناآرامی شدیدی می شود. در قرآن سوره ق آیه 19 آمده است:«و سکرات مرگ که قضای حتمی خداست می آید»
حتی مومنان هم از شداید و سختیهای این لحظات در امان نیستند و با اینکه مرگ برای مؤمن آغاز یک انتقال به جهانی وسیع و پر از مواهب است ولی این حالت انتقال آسان نیست چون روح سالیانی دراز با تن خو گرفته و پیوند داشته است، در این مورد رسول اکرم(ص) فرموده اند:« آسان ترین مرگ، مانند بودن تیغ ماهی (اسکلت ماهی) در پشم است و تیغ ماهی از لابلای پشم خارج نمی شود جز این که همراهش پشم خواهد بود.»1
یکی از مواردی که لحظات مرگ را دشوارتر می کند دوستی دنیا و تعلقات دنیوی است، تعلق خاطر و دلبستگی به نعمت های دنیوی ،حتی از نوع حلالش، مرگ را سخت تر می کند. البته داشتن ثروت و نعمت های دنیوی با تعلق خاطر و دلبسته بودن به آنها متفاوت است.
حضرت علی (ع) در خطبه 109 نهج البلاغه لحظات مرگ را برای دنیاپرستان چنین توصیف کرده اند: «سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا ، به دنیا پرستان هجوم آورد. بدنها در سختی جان کندن سست شده و رنگ باختند ،مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز میدارد، و او در میان خانواده اش افتاده، با چشم خود میبیند و با گوش میشنود و با عقل درست می اندیشد که عمرش را در پی چه کارهایی تباه کرده و روزگارش را چگونه سپری کرده ؟
به یاد ثروتهایی که جمع کرده می افتد ، همان ثروتهایی که در جمع آوری آنها ، چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناک گرد آورده و اکنون گناه جمع آوری آنهمه بر دوش اوست که هنگام جدایی از آن فرا رسیده ،و برای وارثان باقیمانده است تا از آن بهره مند گردند، و روزگار خود گذرانند .
راحتی و خوشی آن برای دیگری و کیفر آن بر دوش اوست ،و او در گرو این اموال است که دست خود را از پشیمانی میگزد ،بخاطر واقعیتهایی که هنگام مرگ مشاهده کرده است .در این حالت از آنچه که در زندگی دنیا به آن علاقه مند بود ،بی اعتنا شده آرزو میکند ؛
ای کاش آن کس که در گذشته به ثروت او رشک می برد ،این اموال را جمع کرده بود .
اما مرگ همچنان بر اعضای بدن او چیره می شود ،تا آنکه گوش او مانند زبانش از کار می افتد ،پس در میان خانواده اش افتاده ،نه می تواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشنود ،پیوسته به صورت آنان نگاه میکند ،و حرکات زبانشان را می نگرد ،اما صدای کلمات آنان را نمی شنود .
سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا می گیرد و چشم او نیز مانند گوشش از کار می افتد و روح از بدن او خارج می شود ،و چون مرداری در بین خانواده خویش باقی می ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند ، و از او دور می شوند .نه سوگوران را یاری میکند و نه خواننده ای را پاسخ می دهد .سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین می برند و به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند .»
در زمان احتضار، پرده غیب از پیش چشم انسان برداشته می شود و مواردی را مشاهده می کند که قبلا قادر به مشاهده آن نبوده، این مشاهدات در انتها به قبض روح و جان دادن منتهی می شود، قبل از اینکه به مشاهدات انسان در لحظه مرگ بپردازیم بهتر است در مورد چگونگی قبض روح بدانیم:
چگونگی قبض روح
روح از دست و پا کشیده می شود و کم کم به بالای سینه می آید و می خواهد خود را به ناحیه بالای سر برساندو از آن خارج شود، و چنین هم می شود. در آخرین دم، رو ح به صورت سیاله روشن از ناحیه سر خارج می شود و آخرین نفس چون نفخه ای است که اغلب حاضرین بر بالین محتضر مشاهده کرده اند، و خروج روح از بدن در آن لحظه را نشان می دهد. در آن هنگام سر به طرفی خم می شود و بدن بی حرکت می ماند و قلب و ریه و مغز از کار می افتد و مرگ جسم اتفاق می افتد.
رسول اکرم(ص) در مورد حالات محتضر هنگام قبض روح فرموده اند:« سه چیز را نسبت به مرده مراقب باشید، هر گاه عرق به پیشانیش نشیند و اشک از چشمش سرازیر شود و لبهایش خشک گردد، آن از رحمت خداست که بر او نازل شده است. و اگر مانند کسی که خفه شده صدا کند و رنگش سرخ شود و لبهایش به رنگ خاکستری درآید آن از عقاب خداوند است که بر او فرود آمده است.»2
تلاش شیطان در هنگام احتضار
شیطان، دشمن دیرینه انسان، در وقت احتضار آخرین تلاش را برای گمراهی وی به کار می گیرد و سعی می کند انسان را وادار به کفر کرده و در دینش تشکیک بیندازد.
امام صادق(ع) در این باره فرموده اند:«هیچ کس نیست که مرگش فرا رسد جز این که ابلیس دسته ای از شیطان ها را بر او می گمارد، تا آن گاه که روح از بدنش بیرون می رود او را به کفر وادارند و در دین او تشکیک کنند. اگر محتضر مؤمن باشد، آنها بر این کار قدرت نخواهند یافت. پس هرگاه نزد مرده هایتان حاضر شدید «اشهدان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله» را تا آن گاه که می میرند به آنها تلقین نمایید.»3
آنچه انسان لحظه مرگ مشاهده می کند
گفتیم که محتضر در لحظه مرگ و قبل از قبض روح مشاهداتی دارد. یکی از این مشاهدات محتضر دیدن فرشتگانی است که از طرف خدای متعال مأمور قبض روح اند.
حتما شنیده اید که انسان کافر این فرشتگان را با چهره های هولناک و وحشتناکی مشاهده می کند. از آنجا که ما سعی می کنیم مؤمن باشیم (و ان شاالله عاقبت به خیر شویم و مؤمن هم از دنیا برویم) ، فقط آنچه که مؤمن در حال احتضار مشاهده می کند با توجه به حدیث مطرح می کنم:( از اینجا به بعد مرگ شیرین می شود)
مؤمن در حالت احتضار پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(س) را زیارت می کند، حضور این بزرگواران در آن لحظات سخت و دشوار ، اطمینان قلبی برای مؤمن است و هراسش را به آرامش تبدیل می کند و باعث از بین رفتن کراهت قبض روح در نظر وی می شود.
روزی سدیر صیرفی از امام صادق(ع) پرسیدند: آیا مؤمن از قبض روح خود کراهت دارد؟
امام فرمودند:« نه!، قسم به خدا که این طور نیست. وقتی که فرشتهی مرگ برای گرفتن روحش میآید، در آن هنگام او بیتابی میکند. فرشته به او می گوید: "ای ولی خدا بی تابی نکن ؛ قسم به خداوندی که محمد را برگزید من برایت از هر مادر مهربانی که بخواهد پیش تو آید، نیکوتر و دلسوزترم؛ چشمهایت را باز کن و ببین...
حضرت فرمود : [در این هنگام] رسول خدا و امیر مومنان و فاطمه زهرا و حسن و حسین و دیگر امامان _که درود و سلام خداوند برآنان باد_ برایش تمثّل می یابند و به او گفته می شود: اینان رفیقانت، رسول خدا و امیر مومنان و فاطمه و حسن و حسین و امامان هستند
امام می گوید: آن شخص چشمش را باز می کند و نگاه میکند.
آنگاه منادیی از سوی پروردگار روحش را صدا میزند و میگوید: ای نفسِ آرام یافته به محمد و خاندان او با رضایت به ولایت_ائمه_ و پسندیده شده با ثواب به سوی خدایت برگرد و در میان بندگانم یعنی محمد و خاندان او و در بهشتم درآی.
آنجاست که هیچ چیزی برایش دوست داشتنیتر از خروج روحش و پیوستن به آن منادی نیست.»4
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد
پاورقی
- میزان الحکمه،ج 9، ص 259
- محجه البیضاء ، ج 8، ص 262
- وسائل الشیعه، ج 2 ،ص 663
- کافی، ج 3، ص 138