|
|
|
دستهايم رو به آسمان مي گيرم ، چشمهايم حالت التماس مي گيرد و زبانم مي شود سرا پا تقصير حال چه بگويم... با چه زباني ! چگونه ؟! من ... در مقابل او کتاب دعا را گشودم ،اندکي صفحاتش را ورق زدم و به اين مناجات رسيدم : بشنو دعایم را آن گاه که بدرگاهت دعا می کنم بشنو صدایم را آن گاه که فریادت می کنم و مرا دریاب آن گاه که تو را می خوانم خدای من! به سوی تو پناه آوردم و در برابر عظمت وجودت، خود را حقیر و کوچک یافتم و در برابر تو زاری و التماس می کنم و امیدوارم به آنچه نزد تو هست. تو خوب می دانی چه در دل دارم و چه می خواهم و در وجودم چه می گذرد. خدایا! هر لحظه به مرگ نزدیک تر می شوم ولی کردارم مرا به تو نزدیک نمی کند. به گناهم اعتراف می کنم و من به خود ستم کرده ام. خدایا! وای به حال کسی که تو او را نبخشی. خدایا از خشمت و نزول عذابت به تو پناه می برم، پناهم بده... خدایا اگر مرا به گناهم بگیری به بخشش و کرمت متوسل می شوم. و اگر مرا به آتش اندازی به اهل آن می گویم که من دوستت داشتم. الهی! من آمدم به درگاهت و عفو و بخشش ترا می خواهم، اگر من شایسته رحمت تو نیستم ولی تو اهل ببخش کردن هستی. اگر در اطاعت از تو اعمال و کردارم کم است ولی امیدم به تو بسیار است. ای بخشنده! عذرخواهی من، عذرخواهی کسی است که بی نیاز از قبول عذر تو نیست. ای کریمی که گناهکاران از تو معذرت می خواهند، در خواستم را رد نکن و امید و آرزویم را نا امید نکن.خدایا اگر مرا خوار می خواستی ، راهم نمی دادی. ای پناه من! هر که پناهش تو باشی، بی پناه و درمانده نمی شود. هر کس به سوی تو گام بردارد، هدایت می شود و کسی که آستان تو را می جوید در پناه توست. ای مهربان! مرا از گمان و حسن نیتی که به رحمتت دارم نا امید نکن. خدایا! دلی به من ببخش که به تو نزدیکم کند و زبانی که جز صدق و راستی چیزی نگوید و نگاهی که جز زیبایی تو چیزی نبیند برگرفته از مناجات شعبانیه پيشواى دهم حضرت امام هادى (عليه السلام) حقیقت بعثت را چنین بیان می کنند: «هنگامى كه محمد (صلى الله عليه و آله) ترك تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشيده بودبه مستمندان بخشيد، هر روز به كوه حراء مىرفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مىنگريست، و شگفتىهاى رحمت و بدايع حكمت الهى را مورد مطالعه قرار مىداد. به اطراف آسمانها نظر مىدوخت، و كرانههاى زمين و درياها ، درهها ، دشتها و بيابانها را از نظر مىگذرانيد، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مىآموخت. ازآنچه مىديد، به ياد عظمتخداى آفريننده مىافتاد. آن گاه با روشن بينى خاصى به عبادت خداوند اشتغال مىوزيد. چون به سن چهل سالگى رسيد خداوند نظر به قلب وى نمود، دل او را بهترين و روشنترين و نرمترين دلها يافت. در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمانها گشوده گردد. محمد (صلى الله عليه و آله) از آنجا به آسمانها مىنگريست، سپس خدا به فرشتگان امر كرد فرود آيند، و آنها نيز فرود آمدند، و محمد (صلى الله عليه و آله) آنها را مىديد. خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمانها به سر محمد (صلى الله عليه و آله) و چهره او معطوف داشت. در آن لحظه محمد (صلى الله عليه و آله) به جبرئيل كه در هالهاى از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئيل به سوى او آمد و بازوى او را گرفت و سخت تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟ جبرئيل گفت: «نام خدايت را بخوان كه جهان و جهانيان را آفريد. خدائى كه انسان را از ماده پست آفريد (نطفه). بخوان كه خدايتبزرگ است. خدائى كه با قلم دانش آموخت و به انسان چيزهائى ياد داد كه نمىدانست». پيك وحى، رسالت خود را به انجام رسانيد، و به آسمانها بالا رفت. محمد (صلى الله عليه و آله) نيز از كوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسيله وحى ديده بود كه از شكوه و عظمت ذات حق حكايت مىكرد،بىهوش شد، و دچار تب گرديد. از اين كه مبادا قريش و مردم مكه نبوت او را تكذيب كنند، و به جنون و تماس با شيطان نسبت دهند، نخست هراسان بود. او از روز نخستخردمندترين بندگان خدا و بزرگترين آنها بود. هيچ چيز مانند شيطان و كارهاى ديوانگان و گفتار آنان را زشت نمىدانست. در اين وقتخداوند اراده كرد به وى نيروى بيشترى عطا كند، و به دلش قدرت بخشد. بدين منظور كوهها و صخرهها و سنگلاخها رار براى او به سخن در آورد. به طورى كه به هر كدام مىرسيد، به وي اداى احترام مىكردند. و مىگفت: السلام عليك يا حبيب الله! السلام عليك يا ولى الله! السلام عليك يا رسول الله! اى حبيب خدا مژده باد كه خداوند تو را از همه مخلوقات خود، آنها كه پيش از تو بودهاند، و آنها كه بعدها مىآيند برتر و زيباتر و پرشكوهتر و گرامىتر گردانيده است. از اين كه مبادا قريش تو را به جنون نسبت دهند، هراسى به دل راه مده. زيرا بزرگ كسى است كه خداوند جهان به وى بزرگى بخشد، و گرامى بدارد! بنابراين از تكذيب قريش و سركشان عرب ناراحت مباش كه عنقريب خدايت تو را به عالىترين مقام خواهد رسانيد، و بالاترين درجه را به تو خواهد داد. پس از آن نيز پيروانتبه وسيله جانشين تو على بن ابيطالب (عليه السلام) ازنعمت وصول به دين حق برخوردار خواهند شد، و شادمان مىگردند. دانشهاى تو به وسيله دروازه شهر حكمت و دانشت على بن ابيطالب در ميان بندگان و شهرها و كشورها منتشر مىگردد. به زودى ديدگانتبه وجود دخترت فاطمه (سلام الله عليها) روشن مىشود، و از وى و همسرش على، حسن و حسين كه سروران بهشتيان خواهند بود، پديد مىآيند. عنقريب دين تو در نقاط مختلف جهان گشترش مىيابد. دوستان تو و برادرت على پاداش بزرگى خواهند يافت. لواى حمد را به دست تو مىدهيم، و تو آن را به برادرت على مىسپارى. پرچمى كه در سراى ديگر همه پيغمبران و صديقان و شهيدان در زير آن گرد مىآيند، و على تا درون بهشت پرنعمت فرمانده آنها خواهد بود. من در پيش خود گفتم: «خدايا! اين على بن ابيطالب كه او را به من وعده مىدهى كيست؟ آيا او پسر عم من است؟ ندا رسيد اى محمد! آرى، اين على بن ابيطالب برگزيده من است كه به وسيله او اين دين را پايدار مىگردانم، و بعد از تو برهمه پيروانتبرترى خواهد داشت.» « بحار الانوار» علامه مجلسى - ج 18 ص 205 |
می نویسم به نام او
به یاد تو برای تسلی جان سوخته و دل دیوانه می نویسم از شعله افتاده به پروانه جان غم و اندوه دلِ روحِ یتیم می نویسم به نام او به یاد تو
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
آمار بازدیدها :
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385
حقیقت بسم الله حرفهايي از جنس نياز وادي زمين عشق ، خون ، عطش مهربانتر از پدر منطق شهيد شرط قبولي اعمال مشارطه، مراقبه ، محاسبه ایستگاه خدا لحظه ناب حضور فاطمه (س)، مادر بشریت خدا بود و دیگر هیچ نبود
مبتلا دياموند میر مهر شفق 82 رقص قلم حاج حمید بیقرار ظهور رسول رحمت سرزمين نور رايحه عشق پیام گل سرخ مثل هيچكس عصر ارتباطات علوم ارتباطات كشكول جواني دادگاه رسمي دلتنگی عزیز شناخت جامعه مرکز فرهنگی شهید آوینی امام حسن(ع)؛ سيب خوشبو دير زماني است كه هم صحبت با خاكم من زائربقیع (خادم الحسن ) باران راه علي(ع)، حق است نمی ازیم عشق
monesam khoda پشتيباني كانون وبلاگ نويسان مذهبي
|