|
|
|
« و سلاحه البكاء » (1) يعنى در جنگ بادشمن درونى ودر جبهه جهاد اكبر، اسلحه انسان، آه است نه آهن، گريه است نه شمشير، واسلحه تيز وكارآمد جهاد اكبر، تهذيب نفس وناله است واين اسلحه را زنها بيشتر از مردها دارند. خداى سبحان در راه تهذيب نفس، زنها را مسلحتر از مردها آفريده است، چون ناله و لابه، هنر هر كسى نيست، چه بسا افرادى كه در مجالس سوگ سالار شهيدان حسين بن على صلوات الله وسلامه عليه مىنشينند اما آن هنر ودرك را ندارند كه اشك بريزند، بر فرض هم كه درك داشته باشند، نرمش دل در آنها نيست، چه اين كه تحصيل نرمش دل، كار هر كسى نيست وفضيلتى نيست كه نصيب هر كسى بشود. بنابراين، سرمايه جهاد اكبر، گريه است. در دعاى ابو حمزه ثمالى كه از مبسوطترين دعاهاى ماه مبارك رمضان است، امام سجاد عليه السلام به ذات اقدس اله عرض مىكند: مرا كمك كن تا سلاح را فراهم كنم، مرا در گريه اعانت كن. «و اعني بالبكاء على نفسي» (2) ويارى كن مرا در گريه براى خودم. معين من باش كه من بهتر بفهمم وبهتر بنالم، كمك كن كه اگر اشكم تمام شد دوباره اشك بجوشد. اگر زن در بخشهاى مختلف كارهاى اجرايى يا مسائل جبهه وجهاد وبخشهاى نظامى حضور نداشت، دليل آن نمىشود كه در تقرب الى الله سهمش كمتر از مرد باشد. خدا اسلحه جهاد اكبر را به زنها بيش از مردها داده، منتها اين را بايد به جا مصرف بكنند. كسى كه شمشيرى در دست دارد وآن را به سنگ مىزند به كارى بيهوده روى آورده است، كسى هم كه براى دنيا گريه مىكند، گرچه رقيق القلب واهل ناله ولابه است، اما بىجا مىنالد. تعليمات دين براى آن است كه انسان اين سلاح را به جا بكار ببرد، به مردها مىگويد اسلحه فراهم بكن واسلحه را به جا به كار ببر، وبه زنها مىگويد اسلحه را خدا به شما داده است منتها به جا به كار ببريد، مرد بايد دو زحمتبكشد وزن يك زحمت، مثل يك كشورى كه در جنگ مسلح نيست وبه او مىگويند خودكفا شو واسلحه فراهم كن، بعد هم به جا ومناسب به كار ببر، اما به كشورهايى كه در توليد سلاح به خودكفايى رسيدهاند نمىگويند مسلح شو، بلكه مىگويند سلاح دارى ولى به جا بكار ببند. گريه سلاح انسان است، واين سلاح را ذات اقدس اله به زنها بيش از مردها داده وبه آنان گفته است كه اين سلاح را به جا بكار ببريد. اين درست است كه جمال براى زنان سرمايه است وبايد، هم به جا مصرف كنند وهم زكات آن كه عفاف است: «زكاة الجمال العفاف» (3) مراعات كنند، ليكن جمال حقيقى آنان همان انجذاب به سوى جمال مطلق است وبايد در تحصيل آن دقت كنند. ذات اقدس اله سرمايه رقت قلب واحساس را براى آن نداده تا انسان در اثر چشم وهمچشمى براى مظاهر دنيا ولباس وزيور گريه كند. پىنوشتها: 1. مفاتيح الجنان، دعاى كميل. 2. مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه ثمالى. 3. غرر الحكم، فصل37، روايت 5. منبع: كتاب: زن در آينه جلال و جمال صفحه 207 نويسنده: آية الله عبدالله جوادى آملى
اي اسوه عفاف! از تو مي آموزيم : حيا و حجاب را در جامعه ، متانت و ادب را در گفتار ، سادگي و دوري از تجملات را در زندگي، تن پوش قناعت را در معاش، حسين پروري و زينب آفريني را در تربيت! اي زهراي نجابت! از تو درس مي گيريم: تعالي روح و جان را در سايه عبادت ، شکوه زندگي را درصفا وصداقت، حمايت از رهبري را در سياست ، و استقامت و نستوهي را در دفاع ازامامت. از تو مي آموزيم: سرنهادن برسجاده عبوديت را، دست نياز گشودن به آستان خداي بي نياز را، زمزمه و راز و نياز و نماز را ، شيريني کام جان با تلاوت قرآن را، يتيم نوازي و احسان و دستگيري از بينوا را ، تلاشروزانه و نجواي شبانه را، دين شناسي ، معرفت آموزي و پارسايي را. چگونه بودن را، و ... چگونه زيستن را. اي بتول بيداري و بزرگواري! سخنانت در زيبايي و عمق به وحي مي ماند، رفتارت، آينه خلق و خوي" رسول الله"، قلب مهربانت، پناهگاه حسن و حسين و تکيه گاه شير خدا بود. وجودت، يادآورمحمد بود، سجودت، فرشتگان و قدسيان را به تسبيح و تقديس وا مي داشت، رضايت، رضاي خدا و رسول بود و خشم و غضبت، خشم پروردگار! داناي رازها بودي و عالمه غير معلمه! اي چشمه سار حکمت، درياي بيکران خصال نکوي تو از " دانش " و " وفا" و " حيا" موج مي زند! در چهره ات حياي محمد (ص) نهفته است ، در گفته ات، کلام پدر هست جلوه گر ، اي مادر پدر! اي فاطمه!... عشق را هم ز تو بايد آموخت، و مناجات و عبوديت را، وصميميت را، و خدا را هم، بايد از کلام تو شناخت خانه از نام تو عرفان دارد و ... شب، از ياد تو عطر آگين است. |
می نویسم به نام او
به یاد تو برای تسلی جان سوخته و دل دیوانه می نویسم از شعله افتاده به پروانه جان غم و اندوه دلِ روحِ یتیم می نویسم به نام او به یاد تو
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
آمار بازدیدها :
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385
حقیقت بسم الله حرفهايي از جنس نياز وادي زمين عشق ، خون ، عطش مهربانتر از پدر منطق شهيد شرط قبولي اعمال مشارطه، مراقبه ، محاسبه ایستگاه خدا لحظه ناب حضور فاطمه (س)، مادر بشریت خدا بود و دیگر هیچ نبود
مبتلا دياموند میر مهر شفق 82 رقص قلم حاج حمید بیقرار ظهور رسول رحمت سرزمين نور رايحه عشق پیام گل سرخ مثل هيچكس عصر ارتباطات علوم ارتباطات كشكول جواني دادگاه رسمي دلتنگی عزیز شناخت جامعه مرکز فرهنگی شهید آوینی امام حسن(ع)؛ سيب خوشبو دير زماني است كه هم صحبت با خاكم من زائربقیع (خادم الحسن ) باران راه علي(ع)، حق است نمی ازیم عشق
monesam khoda پشتيباني كانون وبلاگ نويسان مذهبي
|