غم و اندوه جانکاه فاطمه(س) را شنیده اید؟!
مادر حال خویش را چنین توصیف کرده اند:
صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم،
در حالی که پیامبر از دست رفته،
و وصی او مظلوم واقع شده است
سوگند به خدا، حشمت و عظمت آن کس دریده و نابود شد که بر خلاف حکم خدا در قرآن و سنت و سفارش پیامبر اسلام در تأویل و تفسیر قرآن، حق امام او را غصب کردند و به دیگران سپردند.
این گونه برخوردهای خصمانه از کینه توزیهای جنگ بدر و خونخواهی کشتگانشان در جنگ احد است
که در درون قلب نفاق آمیز و اندیشه فتنه انگیزشان پنهان بوده است
و تاکنون جرأت اظهار آن را نداشتند تا درآن هنگام که حکومت الهی بازیچه دست قدرت طلبان گردید و امام بحق، منزوی شد،
آتش کینه های دیرینه شان زبانه کشید و باران مصیبتها و مشکلات را بر ما فروریختند،
و رشته های ایمان را دریدند و نسبت به وعده های الهی در حفظ و پاسداری از رسالت پیامبر (ص) و دفاع از پرهیزکاران و مؤمنان چه زشت, عمل کردند.
اما افسوس که در جهت انتقام گرفتن از پدران (مشرک و منافق) خود که در جنگهای اسلامی علیه اسلام جنگیدند و کشته شدند به دنیا روی آوردند،(و فریب دنیا را خوردند)1
و به پیشگاه خداوند چنین شکوه می کنند:
پروردگارا! بسوی تو شکایت می کنم، اندوه از دست دادن پیامبر و فرستاده برگزیده ات را. و به تو شکایت می کنم از ارتداد امت پیامبر (ص) و این که حق ما را از ما بازداشتند، همان حق« ولایت و رهبری» را که در قرآن کریم ، خود بر پیامبر اسلام نازل فرمودی.2
و پیامبر(ص) درباره شکوه ها و غم های جانکاه حضرت زهرا(س) به اصحاب خویش چنین خبر داده اند و فرموده اند:
دخترم آنچنان در امواج بلاها و مصیبتها، غمناک و نگران می شود که دست به دعا برداشته، از خدا آرزوی مر گ و شهادت می کند و می گوید:
پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شده ام و از بندگان دنیا، بلاها و مصیبتهای ناگوار دیدم، خدایا ! مرا به پدرم متصل گردان و مرگ مرا زود برسان.3
و ایشان وصیت می کنند مراسم تشییع جنازه مخفی و پنهان برگزار شود و قبرشان مخفی بماند.
وصیت ایشان برای پنهان ماندن قبر مطهرشان اعتراض و شکایت ایشان هست از امتی که به عهد خویش وفا نکردند ، امام خویش را تنها گذاشتند و در حق او ظلم کردند.
و ایشان چنین فرموده اند:
امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی(ع) شکستند و نادیده گرفتند، حق ندارند بر پیکر من نماز بگزارند، آنها نسبت به حق ما ظلم روا داشتند، و ارث مرا غاصبانه تصرف کردند، و سند مالکیت فدک را که پدرم برایم نوشته بود از دست من ربودند و به آتش کشیدند...
آنها که در روز یاری و حمایت از ما، در خانه های خود خزیدند و دست از یاری ما کشیدند،
امام علی(ع) مرا همراه با حسن و حسین شب و روز برای بیداری امت غفلت زده به خانه های مهاجر و انصار می برد و من آنها را نسبت به خدا و پیامبر(ص) و حقوق الهی هشدار می دادم و می گفتم:
به ما اهل بیت ظلم روا مدارید، و حق مسلم را که خدا به ما بخشیده است، غصب نکنید.
در تاریکی شب جواب مساعد می دادند که شما را یاری می کنیم، اما در روز روشن دست از یاری ما بر می داشتند!
تا آن که به خانه ما هجوم آوردند، و با جمع آوری هیزم فراوان و آتش زدن آن خواستند خانه را و ما را که در آن بودیم در آتش بسوزانند.
آیا چنین امتی سزاوار است بر من نماز بگزارد؟! 4
این وصیت نامه سیاسی اعتراض و فریاد مظلومیت ایشان است برای تمام شیعیان در تمام عصرها.
به امید روزی که حق به صاحبش بازگردد وچشم جهان به نور حکومت فرزند زهرا(س) روشن گردد.
- بحارالانوار ج 43 ص 157
- بحارالانوار ج 43 ص 156 و 214
- بحارالانوار ج 43 ص 177
- بحارالانوار ج 43 ص 204
لینک مرتبط: فاطمه (س)،مادر بشریت